عیاران معیشت در دل مردم جای دارند.

نمونه ای از تلاش های عیاران معیشت در شهر ها ومحله های مختلف ، در حمایت از اعتراض معلمان بازنشسته وکانون صنفی معلمان که در تهران ذوز ششم م...

گزارشی از کوچه فروهر ها ، محمد مظفری از مرز اطلاعاتی ها وسانسور حکومتی گذشت. مراسم فروها

هستند همیشه کسانی که سانسور وگاه تابو ها را می شکنند و اماده پرداخت هزینه برای رسیدن به  دموکراسی وآزادی  هستند . محمد مظفری کارگرجوان وزحمتکش وفعال جنبش مدنی وسیاسی که به قول خودش از ملیون وعضو صندوق دموکراتیک وازاد واز عیاران معیشت هم هست ، از ان انسان های ازاده وفرهیخته ایست که سد سانسور وترس ویاس را شکسته است. او امروز زودتر از بقیه از خواب برخاست و به سوی خانه فروها رفت. او به عنوان فردی که ایران و انسان ایرانی را بیش از هرچیز دیگری دوست دارد، وظیفه خود می داند که در این بزرگداشت حضور یابد . پس قبل از ساعت 9 صبح خودش را به خانه فروهر ها رسانده است و می بیند دوتا مامور از سر خیابان با سرعت به سوی او می ایند.  شاید اشاره ای  هم به او کرده باشند ،

او هم با کلید فلزی که همراه دارد در را می کوبد ، بعد از لحظاتی پرستوی گرامی در را می گشاید واز او دعوت می کند به درون خانه برود.
ودر را پشت سرش می بندد. درون خانه گروهی از اقوام ودوستان بسیارقدیمی حضور دارند. ویاد خشم انگیز از دست دادن ان دو بزرگوار، پروانه وداریوش فروهر  را زمزمه می کنند. پرستو بسیار خشمگین وناراحت است از جفایی که بر او وخانواده اش رفته است. از اینکه مردمی برای بزرگداشت یاد پروانه وداریوش می ایند . ا فسوس که اطلاعاتی ها وماموران سرکوبگر اجازه نمی دهند به درون خانه بیایند ودور هم جمع شوند. یکی از میهمانان  که ازطبقه  بالابه خیابان  نگاه کرده دیده است که، جلوی برخی از کوچه ها وسمتی از خیابان را نرده های متحرک گذاشته اند. تا احتمالا جلوی امدن افراد را به این سمت بگیرند.   گاه صدای افرادی که تا پشت، یا همین نزدیکی ها ی در خودشان را رسانده وبا مامورین جر وبحث می کنند شنیده می شود . ده ها تلفنی که به پرستو فروهر می شود وبه او اطلاع می دهند که  یارانی امده اند در این سرما ، که  ماموران حکومتی نمی گذارند به کوچه فروهر ها وارد شوند،  قلب پرستو را می آزاد. تا شب همین وضعیت ادامه دارد. وفاداری مردمی که امده اند وفشار روانی که بر پرستوی گرامی سنگینی می کند که نتوانسته است ، از میهمانان پدر ومادرش پذیرایی کند . میهمانانی که گاه از راه های بسیار دور می ایند.  به راستی چه حکومت وچه اقتداری است که حتا از بزرگداشت یاد افرادی که خود کشته است  هراس دارد. شب مدتی است که روی شهر خاکستری چادر خود را کشیده است. اما زمان هنگام رفتن وجاری شدن است. خبر های دیگری در راه است. باد ها خبر از تغییر فصل می دهند.

منصور اسانلو 
یکم اذر ماه 1395
  • عکس ها بر گرفته از فیس بوک محمد مظفری